خرید بک لینک

من تو عمرم

۳ نفر رو نفرین کردم

که حقشون بوده ، که تا ابد هم نخواهم بخشیدشون....

که میدونم اونجا حق داشتم آه بکشم

آهی بکشم که دنیاشون رو زیر و رو کنه ...

نه حرفی میمونه نه نصیحتی ...

فقط منمو یک دنیا لعن و نفرین که قطعا بالا تا پایین زندگیشونو تباه میکنه ...

عارههههه:)))

برچسب: نویسنده: سجاد نظری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

خدایا همیـــن حس بودنت حس زندگیست ...به تنهــــا وبلاگ اصلی دختری به تنهایی ماه خیلی خوش اومدین :)*** تنها آدرس مجازی من همین وبلاگ هست و تاماااامðx9fx98x8dðx9f¥°ðx9f§¡+ نوشته های من مخاطب خاص ندارن من برای دلم مینویسم+ تنها تنهاییست که تنها را تنها نمی گذاردبا اسم دختری به تنهایی ماه لینک میشم :)+ خواهش میکنم اگر قصد استفاده از متن ها رو دارید، اسمم(دختری به تنهایی ماه ) رو موقع کپی کردن فراموش نکنید...نوشته هام همه ی دنیای منن...دنیای کسی رو ازش نگیرید...از اینکه  وبلاگایی با اسم خودم میبینم خوشحالم ، این یعنی یه ذره از اون چیزی که میخوام+ از تمام دوستایی م که توی بزرگ شدن و شکل گرفتن دختری به تنهایی ماه شکل داشتن ممنونم+ به قول یکی از همونا :بهترین توصیف واسه نوشته هاش اینه که با طعم تنهـــایی بخونیش نه عاشقی ...حرفش درست بود...+ اسم مجازی من بارانه+ از سال 84 وارد دنیای بلاگفا شدم :)+ از سال 88 مینوشتم ولی سال 90 اوج کارم بودو حیــــف که آرشیوم بخاطر گل کاری بلاگفا پرید . . .+ لطفا کپی با ذکر منبع :)خوش اومدید :)دختری به تنهایی ماه

برچسب: نویسنده: سجاد نظری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

وای چشمتونروز بد نبینهیه خانم تو روبرومنشسته بود توی دفتربعد از ولی فضولی درباره اینکه مجردم یا متاهل و این چرت و پرتایدفعه دیدم ساکت شده نگاش کردمچشمت روز بد نبینههههههدیدم داره با مداد نوکی من چرکای زیر ناخنش رد در میاره

برچسب: نویسنده: سجاد نظری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

دیگه دلم نمیخواد هیچ وقت قسمت کامنت ها را باز بذارم .حس می کنم نیازی به شنیدن حرف کسی ندارمبیشتر دوست دارم حرف بزنم :)دلمم نمیخواد چیزی درمورد چیزی که می گم بشنوم :) خوب یا بد :)فرقی نداره ...آه چقدر عجیبه نزدیک'>نزدیک تر شدن به دهه 40 سالگی :)خیلی عجیبه ، داغ خیلی چیزا رو دلمهو خیلی ارزو هام برای همیشه ارزو شدن .... خیلیا ارزو دیدن یا شنیدن صدامو به گور خواهند بردو من هم .... خاک زیادی روی گذشته م نشستهکه گاهی اون خاک خون میادُ منم نفرین و لعن می کنم باعث و بانیش رو :)جالبه .... جالب نیست ؟

برچسب: نویسنده: سجاد نظری تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 23:06

صفحه بندی